امروز
بدترين لحظه زندگيم...!
امروزمن خسته ازسرکار
برگشتم زيرافتاب منتظر
تاکسي....!
عشقم که ازش جداشدم
توماشين206خودش زيرکولر
ازجلوم ردشدرفت بعدميگن
فراموشش کن.....خدايا
ديگه خسته نشدي ازبازي
کردن بامن بروسراغ يکي
ديگه اين همه ادم.....
امروزمن خسته ازسرکار
برگشتم زيرافتاب منتظر
تاکسي....!
عشقم که ازش جداشدم
توماشين206خودش زيرکولر
ازجلوم ردشدرفت بعدميگن
فراموشش کن.....خدايا
ديگه خسته نشدي ازبازي
کردن بامن بروسراغ يکي
ديگه اين همه ادم.....

بچه ها تمام این اپامو که میزارم گریه میکنم و میزارم بعضی وقتا واقعا نمیتونم بنویسم بغضم نمیزارم دستم کم میاره بعضی وقتا با گریه کردنم خالی نمیشم هر اپی که میزارم واقعا یه اتفاقی برام افتاده چه خوب چه بد سریع مینویسم میزارم تو وبلاگم امیدوارم از هر مطلبی که میزاره حسمو درک کنید من یه ادم عاشقم که با خیانت یه دختر نابود شدم واقعا نابود شدم هیچی ازم نموده منو یه ادمی که همه چیزشو باخته تصور کنید
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 19:37 توسط داداش سجاد
|
اگر با گرگها زندگی میکنی